
وقتی میبینمت یه لبخندی به صورتم و
*****
الان،
قلبم تیر میکشه
نمیتونی خون رو ببینی؟!
دستام سرد شدن
نمیتونی حس کنی؟!
دارم به خودم میپیچم
دارم به دردم میمیرم
چرا کمک نمیکنی
چرا دستامو نمیگیری
*****
یادته وقتی بچه بودم
رو زخمام گریه میکردی
با اشکات اونو پاک میکردی
ولی من میخندیدم، شاید تو رو نمیدیدم
تو دردمو مرحم بودی
ولی من نمیدیدم
*****
حالا دوباره میخوام تو رو
میخوام اون چشم تو رو
نمیخوام دیگه اشکاتو در بیارم
فقط میخوام اون چشماتو ببینم
بخدا دیگه اشکاتو در نمیارم
فقط میخوام چشماتو ببینم